مگر باران چقدر طاقت نباریدن دارد
که در بغض تاریک آبی ها
دلم این همه گرفته است !
بگذار دلتنگی حرفی بزند
بی تردید هر دردی حرفی دارد

همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو خوندم بوی تو داره نفسهام
عشق من خیلی دوست دارم ![]()
بای![]()
نوشته شده توسط احمد و باران در یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 18:25 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

حرف ها را ساکت کن ابرها را پس نزن! بگذار باران بیاید بر بالش سالهای دور دلتنگی وقتی که غسل نوازش می دهی کودکی های مرا
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY