سلام به دوستای گلم می دونم که همتون خوبید امروز اومدم با یه پست جدید. اومدم که براتون از خودمون بگم از خودم از احمد. من و که می شناسید من بارانم عاشق احمد عشق احمد گل احمد خانمی احمد خوب خانم طلام دیگه .

وای الان می دونید چند روزه ندیدمش امروز دقیقا می شه ۳۳ روزه که ندیدمش به قول خودش دلم براش شده اندازه سوراخ جوراب مورچه . وای بچه ها نمی دونید چقدر دلم براش تنگ شده الانم که امتحاناش شروع شده معلوم نیست که کی می خواد بیاد خیلی دوسش دارم دوسش دارم دوسش دارم .

خودش می دونه که صداش حرفاش چقدر آرومم می کنه. من و احمد عاشق همیم این و همه می دونن حتی شما هم می دونید. من اون و فقط از خدامون می خوام همین و بس.

ما از همون اول از هم دور بودیم الانم از هم دوریم ولی به قول معروف دوری دوستی های کوچیک و از دل می بره ولی به دوستی های بزرگ عظمت می ده مثل باد که یه کبریت و خاموش می کنه ولی

شعله های آتیشو بیشتر می کنه . دوستی ما هم از این دنیا بزرگتره .

برامون دعا کنید که هیچ موقع هیچ چیزو هیج کس ما رو از هم نتونه جدا کنه .

احمدم بارانت خیییییییییییییییییییییییییلی دوست داره

دلم برات شده قد دل قناری. منتظرت می مونم تا بیای.

 

 

ای معنی انتظار یک لحظه بایست دیوانه شدن به خاطرات کافیست

یک لحظه بایست فقط یک جمله بگو تکلیف دلی

که عاشقش کردی چیست؟


 

نوشته شده توسط احمد و باران در جمعه 14 دی1386 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت