نمی دونم چرا همه دلشون گرفته دل منم خیلی گرفته.
خیلی سخته بخوای همه درد هاتو توی چندتا جمله خلاصه کنی
همه ی دردهاتو شکل حرف در بیاری و حرفاتو شکل کلمه...
کلمه ای برای پیدا کردن بغضت سخته...
زندونی کردن این همه فکر توی چار دیواری مغزت سخته مجبورم بنویسم ....
اینجا برای دفن کردن حرفام و دردام و بغضم...
فقط به خاطر اینکه خفه نشم
من بازم دلم گرفته

کجایی ؟
با که هستی؟
دلت در آرزوی دیدن کیست؟
بگو آیا دلت هوای عشق تازه کرده که در قلبت به یاد من اثر نیست
مرا دیگر نمی خواهی؟
فراموشت نمی کنم
بای
نوشته شده توسط احمد و باران در چهارشنبه 12 دی1386 ساعت 11:46 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

حرف ها را ساکت کن ابرها را پس نزن! بگذار باران بیاید بر بالش سالهای دور دلتنگی وقتی که غسل نوازش می دهی کودکی های مرا
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY